زمان کنونی: 2017/05/23, 06:27 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


زمان کنونی: 2017/05/23, 06:27 PM



ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هوکاگه های دهکده کونوها

نویسنده پیام
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #1
هوکاگه های دهکده کونوها
سلام بچه ها!تصویر: richedit/smileys/yahoo_Big/400.gif
اینجا میخوام تمام هوکاگه های دهکده کونوها رو بهتون معرفی کنم!تصویر: richedit/smileys/yahoo_Big/400.gif
 
2015/08/04 03:52 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #2
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه به قویترین نینجا ورهبر دهکده پنهان برگ گفته میشودتصویر: richedit/smileys/yahoo_Big/400.gif

بیوگرافی هوکاگه اول:سنجو هاشیراما

هاشیراما موسس دهکده کونوهاست و اولین هوکاگه است.وی را شودای ساما میخوانند.

شودای رئیسِ قبیله ی سنجوهایِ جنگل است ، قبیله ای که به وسیله ی کشور های دیگر برای جنگ استخدام می شوند . مانندِ اوچیها ، سنجوها یکی از بهترین قبیله های نینجایی است . برای مدتی دو قبیله در جنگ بودند اما بعدها با اوچیها که رهبرشان اوچیها مادارا (Uchiha Madara) بود متحد شدند . آنها کونوها را بنا کردند . متاسفانه بینِ دو رهبر اختلاف افتاد و آنها در جایی که بعدها دره ی پایان خوانده شد مبارزه کردند . که در آن جنگ شودایمه مادارا رو شکست داد . بعدها به احترامِ آنها در آنجا مجسمهی یادبودشان ساخته شد .

هوگاگه ی اول پدربزرگِ سوناده است . او دارای توانایی ویژه ی استفاده از تکنیکِ موکتون (Mokuton) (عنصرِ چوب) بود . گفته می شود شودای دارای تواناییِ کنترلِ بیجوها (هیولاهای دم دار) نیز بوده . اروچیمارو عاشقِ این قدرت بود و با استفاده از بافتِ شودای ژنِ او را به بدن 60 کودک تزریق کرد اما همه ی آنها به جز یکی مردند . کودکی که زنده ماند تبدیل به یکی از اعضایِ ماهر آنبو با نام " یاماتو " شد . او دارای توانایی ارثیِ کنترل موکتون و بیجوها است .

بعدها در حمله ی اروچیمارو به کونوها ، به وسیله ی او با تکنیکِ ممنوعه ی (ادوتِنسی) احظار شد تا برای او مبارزه کند هوکاگه ی سوم با استفاده از تکنیک شیکی فوجین او را مهر کرد .

سال ها بعد در جنگ جهانی نینجایی که ابیتو و مادارا اوچیها راه انداختند توسط اوروچیمارو و به اجبار ساسکه برای گفتن حقیقت در مورد اوچیها به ساسکه ادوتنسه شد.بعد از حرف هایی که به ساسکه زد,ساسکه قانع شده و تصمیم گرفت از کونوها محافظت کند.هاشیراما به همراه 3 هوکاگه ی دیگر و ساسکه به میدان جنگ رفته تا جلوی مادارا و جیوبی و ابیتو را بگیرند.[تصویر:  Senjuhashiramah.jpg]
 
2015/08/04 03:59 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #3
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه دوم:
سنجو توبیراما.
سنجو توبیراما دومین هوکاگه دهکده کونوها ست که به او هوکاگه ی تاریک نیز می گویند.
درمورد توبیراما اطلاعات زیادی در دست نیست.
او فردی تودار و محتاط و نسبت به امور دهکده بسیار محافظه کار بود.
توبیراما موسس پلیس کونو ها بود.

نيدایمه برادر کوچکتر هوکاگه اول بود که با مرگش مسئوليتهای هوکاگه به او رسيد.

نيدامه که حس مسئوليت راهمچون برادر به ارث برده بود تلاش زيادی در راه*اندازی آکادمی نينجاها و ساير سازمانهای درون دهکده داشت. پس از گذشتن از فقری که نتيجه جنگ بزرگ بین نينجا*ها بود نيدایمه نسل آينده را طوری پرورش داد که در آسايش و دور از جنگ از رفاه و رونق دهکده مطمئن شود.

نيدایمه توسط اوروچیمارو يكبار ديگر زنده شد تا با شاگرد سابق خودش مبارزه كند.

روش مبارزه

در واقع نيدایمه مثل برادرش ترجيح می*داد كه به سر حريفش حمله كنه، ولی با سرعت و چابكی بیشتر كه از اين چابكی برای باز كردن گارد حریف و ضربه زدن استفاده می*كرد. او همچنین حملات بسيار نیرومند و خطرناكی را با استفاده از تكنيكهای آب اجرا می*كرد، حملاتی بی*نهايت نیرومند كه بدون نياز به هيچ منبع آبی در آن نزديكی اجرا می*شد. شاهكاری كه تا امروز كسی موفق به اجرای دوباره آن نشده است.

[تصویر:  300px-Tobirama_Senju.png]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/08/04 04:11 PM، توسط زاواره.)
2015/08/04 04:10 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #4
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه سوم{ساندایمه}ساروتوبی هیروزن:
هوکاگه سوم یکی از شاگردان هوکاگه دوم بود.ساروتوبی نیمی از عمرش را در مقام هوکاگه به سربرد و تجربیات زیادی داشت.
او جانشينِ هوکاگه ي اول و دوم بود وبراي اين مقام دانزو را شکست داد و داراي اعتبارِ فراواني بود . هيروزن " اراده ي آتش " (will of fire) را از هوکاگه ي اول ودوم آموخت ، عقيده اي که بعدها پسرش آسوما نيز به آن معتقد شد . در کودکي ، با هومورا (Homura) و کوهارو (Koharu) زيرنظرِ هوکاگه ي دوم در يک گروه بود . هومورا و کوهارو بعدها مشاورانِ کونوها شدند .


 

Hiruzenهيروزن مهارتهايش را گسترش داد و لقبهايي مانند "پروفسور " و " خداي شينوبي " را به خاطر دانش فراوانش در جوتسو به دست آورد . او نهايتا در رقابت با دانزوي جنگ طلب هوکاگه شد . او همچنين به خاطر تربيتِ " سه نينجاي افسانه اي " : جيرايا ، تسوناده ، اوروچيمارو شناخته شده بود .او همچنين صاحبِ دو فرزند بود ، که يکي از آنها آسوما ، يکي از دوازده نينجاي برگزيده ي محافظِ فئودال لرد کشور آتش شد . کسي پيدا نمي شود که توانايي ها و استعداد بي مانندِ او را انکار کند .

هنگام پيري تصميم گرفت بازنشست شود و جانشينش را براي مقام هوکاگه اي انتخاب کند . انتخاب اوليه ي او شاگرد مورد علاقه اش ، اروچيمارو بود اما در نهايت او ميناتو ناميکازه (Minato Namikaze) " فلش زردِ کونوها " را انتخاب کرد . هر چند هوکاگه بودنِ او زياد طول نکشيد و با حمله ي روباه نه دم به کونوها دوران کوتاه بازنشستگيِ ساروتوبي به پايان رسيد . هوکاگه ي چهارم جانش را در اين راه فدا کرد و روباه را در بدنِ کودک تازه به دنيا آمده اش مُهر کرد .

او در نبردی سخت با اوروچیمارو کشته شد.

 همانطور که گفته بود اراده ی آتش در تمامی کسانی که او به خاطرشان فداکاری کرد بیدار بود . مدتی بعد مقبره ای به افتخار هوکاگه ی کشته شده ساخته شد . آسوما به دیدنِ مقبره اش آمد و از پدرش معذرت خواهی کرد و عنوان کرد که او تا چه اندازه باعثِ تغییر در وی شده .
رهبر پیرِ کونوها ، هوکاگه ی سوم رهبرِ محبوب کونوها بود . در جوانی زیر نظرِ هوکاگه ی اول و دوم که کونوها را بنا کردند
 میراثِ هوکاگه ی سوم زمانی که آرزو ها و عقایدش به وسیله ی شاگردش تسوناده که به عنوانِ هوکاگه ی پنجم انتخاب شد حفظ شد .
[تصویر:  latest?cb=20121016023116]
2015/08/04 04:23 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #5
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه چهارم:
میناتو نامیکازهن:
نامیکازه میناتو ، هوکاگه چهارم کسی که برای نجات روستا از حمله کیوبی با قربانی کردن خود و مهر کردن کیوبی در درون نوزاد تازه متولد شده ( ناروتو ) به یک قهرمان تبدیل شد .
در سن ده میناتو از آکادمی فارغ التحصیل شد. مدت کوتاهی بعد از آن او دانش آموز از جیرایا سنین در کنار دو تن دیگر از نینجاهای کنوها شد . تحت آموزش های Ero - Sennin مهارت ها و قدرت های او به شدت افزایش یافت . جیرایا به او تکنیک احضار را یاد داد و او هم تبدیل به یک احضار کننده قورباغه شد و در زمان حمله کیوبی او با احضار رئیس قورباغه ها گامابونتو و کمک او موفق به دور کردن کیوبی از دهکده شد اما اطلاعی در دست نیست که آیا او هم در سنجوتسو استاد شده بود یا نه . میناتو دارای تکنیکی ابداعی از خود بود به اسم راسنگان و می خواست راسنگان را با عنصر چاکرای خود ترکیب کند که در این راه ناموفق بود همچنین او در تکنیک خدای رعد استاد بود و به خاطر استفاده از هیراشین نوجوتسو به او لقب برق زرد کنوها را داده بودن و طریقه استفاده او از این تکنیک به این صورت بود که او در اشخاص و مکان هایی که می خواست فوری در آنها حاضر شود طلسمی قرار می داد و بوسیله طلسمی که خودش داشت بین آنها تلپورت ( جابجایی ) میکرد . که این مورد در زمان جنگ چهارم نینجاها نشان داده شد زمانی که او جونین مسئول گروه متشکل از هاتاکه کاکاشی ، اوچیها ایتاچی و رین بود او به عنوان هدیه کونایی متفاوت به کاکاشی که بدرجه چونین رسیده بود داد و از آنها جدا شد در میدان نبرد با دهکده سنگ نیجاهای کمی در مقابل تعداد زیادی از نینجاهای دشمن قرار داشتند میناتو به نینجاهای کونوها کونای هایی بع تعداد نینجاهای دشمن داد و در هر کدام طالسمی قرار داد و از آنها خواست که بفاصله کمی از هم به طرف دشمن پرتاب کنند و خود بوسیله تلپورت بین کونای ها موفق به نابود کردن آنها شد . در زمانی که گروه کاکاشی برای نجات رین از دست دشمن با آنها درگیر شدند کاکاشی از کونایی که میناتو به او داده بود استفاده کرد که میناتو زمانی به آنجا رسید که متاسفانه ایتاچی ابیتو کشته شده بود و او موفق به نجات دادن تنها کاکاشی و رین شد.
ر ماه می او توسط ساندایمه هوکاگه به عنوان هوکاگه چهارم انتخاب شد و در زمان حمله کیوبی به عنوان هوکاگه به دفاع از دهکده پرداخت . همسر او ازوماکی کوشینا که جینچوریکی کیوبی بود باردار بود و زمان وضع حمل او رسیده بود و مهری که کیوبی را در بدن او زندانی کرده بود فقط در زمان حمل وضع ضعیف می شد و احتمال آزاد شدن کیوبی می رفت برای جلوگیری از این امر ساندایمه دستور داده بود که مخفیگاهی بیرون از دهکده درست شود و فقط تعداد کمی از افراد مورد وثوق از محل مخفیگاه اطلاع داشتند و یوندایمه که بوسیله همسرش تکنیک های مهر کردن خاندان ازوماکی را یاد گرفته بود در آنجا حضور داشت تا از شکسته شدن مهر جلوگیری کند درست در زمانی که نوزاد متولد شده بود فردی که ماسک آنبو به چهرداشت و خود را اوچیها مادارا می نامید به داخل مخفیگاه نفوذ کرد و برای بدست آوردن کیوبی و جدا کردن میناتو از همسرش و جینچوریکی کیوبی ، فرزند تازه متولد شده او را گروگان گرفت که میناتو برای نجات فرزندش با استفاده از تکنیک هیراشین نوجوتسو او را از دست مادارا نجات داد و به محل امنی برد و زمانی که با استفاده از طلسمی که در بدن همسرش گذاشته بود به جایی که مادارا کوشینا را برده بود رسید که مادارا با استفاده از ضعیف شدن مهر در زمان حمل وضع موفق به خارج کردن کیوبی از بدن او شده بود و بوسیله چشم شارینگان کیوبی را در اختبار خود داشت و او را وادار به حمله به کنوها کرده بود میناتو اول همسر خود را نجات داده و دوباره با استفاده از طلسمی که در مادارا گذاشته بود برای جنگ با او رفت و موفق به مهر کردن او خارج کردن کنترل کیوبی از کنترل او شد و بعد از این کار و فرار مادارا او برای نجات دهکده و شکست کیوبی به دهکده رفت در آنجا او با احضار و کمک گامابونتو موفق به گرفتن کیوبی شد و به وسیله تکنیک خدای تندر او را از دهکده دور کرد و او را به مکانی برد که همسرش و فرزند تازه متولد شده اش در آنجا بودند و تصمیم گرفت که کیوبی را با استفاده از تکنیک شیجی فوجین ( اهریمن مرگ ) در فرزندش مهر کند اما استفاذده کننده از این تکنیک خود نیز قربانی می شد این امر با مخالفت همسرش روبرو شد که میناتو به او گفت کسی که در حمله کیوبی نقش داشته در آینده نیز باز به دهکده حمله خواهد کرد و تنها راه دفاع از دهکده را مهر کردن کیوبی درون فرزند تازه متولد شده و اینکه او قادر به کنترل کردن چاکرای کیوبی شود و از این راه قدرت مقابله با آن فرد را داشته باشد می دانست و با استفاده از اهریمن مرگ نیمی از چاکرای کیوبی را در درون آن نوزاد که ناروتو نام داشت قرار داد و خود و همسرش در این راه کشته شدند و او به عنوان قهرمان دهکده نامش جاوید باقی ماند .[تصویر:  Minato_Namikaze_HD.png]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/08/04 06:39 PM، توسط زاواره.)
2015/08/04 06:38 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #6
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه پنجم:سوناده ساما
سوناده نوه ي هوکاگه ي اول است . همين دليل براي جايگاه و اعتبار او کافي است ، اما شانس ديگرِ او آموزش زير نظر خداي شينوبي ها ، هوکاگه ي سوم است . با مهارت بالا از ابتدا و به علاوه نسبتي که دارد ، او اجازه ي داشتن گردن بندِ هوکاگه ي اول را پيدا مي کند . گردنبندي که ارزش مالي غير قابلِ تصوري دارد . به عنوان يک ميراث او گردن بند را به برادرِ کوچکش ، ناواکي (Nawaki ) به مناسبت تولدش مي دهد . ناواکي خوشحال از اين مسئله اعلام مي کند روزي هوکاگه خوهد شد . اگر چه مصيبتِ دردناکي در يک غروب سياه براي تسوناده اتفاق مي افتد . اروچيمارو با خون سردي به تسوناده توصيه مي کند احتمالا براي او بهتر خواهد بود اگر جسدِ ناواکي را نبيند و گردنبند دوباره به او باز مي گردد .


چند سال بعد ، تسوناده بزرگ مي شود و تبديل به يک نينجايِ درمانگر عالي مي شود ، که چنديدن تکنيک درماني همانطور جوتسوهاي حجومي ، سم ها و درمانشان را ياد گرفته . او به همراه هوکاگه ي سوم در يک گردهمايي شرکت مي کند و مردِ جواني ، به اسمِ دن( Dan) را مي بيند که عقايدِ مشترکي دارند . آنها درباره ي نظراتشان با هم صحبت مي کنند و به مرور دوست مي شوند و نهايتا عاشقِ هم مي شوند . دن به او مي گويد که آرزو دارد روزي هوکاگه شود و به خاطرِ همين از نظراتِ درماني حمايت مي کند . تسوناده گردن بندش را به او هديه مي دهد . در يک ماموريت بر اثر بد شانسي ، دن به سختي مجروح مي شود . تسوناده براي درمان او مي آيد اما خيلي دير و با وجود اينکه او تلاشش را براي درمان مي کند ، دن مي ميرد . تسوناده با گريه به دستانش نگاه مي کند و گردن بند را بر روي سينه ي دن مي بيند که قرباني ديگري گرفته . تسوناده بيشتر از هميشه مي ترسد .

تسوناده که خودش را به خاطر مرگ دن سرزنش مي کرد و دوباره گردنبند نزد خودش بازگشته بود کونوها را ترک کرد وبه جاهاي مختلف سفر کرد . او که حرفه ي نينجايي را کنار گذاشته بود زندگيش را صرف شرط بندي و شراب خواري کرد. در همين زمان دخترِ جواني به اسم شيزونه (Shizune)که خواهرزاده ي دن بود را به شاگردي قبول کرد و يک حيوانِ خانگي به نام تون تون (Tonton) پيدا کرد . تسوناده از تونايي هايش سوءاستفاده مي کرد تا با استفاده از آن سنش را کنترل کند و جوان تر از سني که هست به نظر برسد و سنش غيرِ قابلِ تشخيص باشد . در 50 سالگي او هنگامِ معرفي خود را زني 20 ساله معرفي مي کرد . گرچه اين تواناييِ او گنجوتسو نبود و قدرتِ بدنيش را تغيير مي داد تا در سني که مي خواست متوقف شود . تسوناده براي شرط بندي اکثرا پول قرض مي کرد و با استفاده از تواناييش سعي مي کرد کسي نتواند جايش را پيدا کند . اما به خاطر همين شرط بندي ها خيلي زود به کسي که بيش از حدِ خودش شرط بندي مي کند و هميشه مقدارِ زيادي پول مي بازد مشهور شد . اين مسئله باعث شد به او لقبِ " احمقِ افسانه اي " را بدهند .


بعد از حمله ي اروچيمارو به کونوها ، مشاورين کونوها از جيرايا خواستند تا مقامِ هوکاگه اي را قبول کند . جيرايا از اين مسئله خودداري کرد اما گفت به جاي او تسوناده هوکاگه شود و رفت تا او را به کونوها بياورد . از طرفِ ديگر بعد از اينکه هوکاگه ي سوم دستان روح اروچيمارو را قطع کرد ، او نيازمند يک درمانگر شد و تسوناده در دهکده اي که قلعه ي تانزاکو (Tanzaku Castle) قرار داشت هم تيمي هاي قديمي اش را ملاقات کرد . اروچيمارو همه چيز را به طورِ واضح براي او توضيح داد که او هوکاگه ي سوم را کشته و اين اتفاق به وسيله ي او سرش آمده . اما در عوض يک پيشنهادِ وسوسه کننده به تسوناده داد ، که اگر تسوناده دستانش را مداوا کند در عوض او هم دن و ناواکي را به او برمي گرداند کاري که بدونِ دستانش قادر نيست انجام دهد . تسوناده پرسيد بعد از مداواي دستانش چه کاري خواهد کرد و اروچيمارو جواب داد کونوها را ويران مي کند . اروچيمارو يک هفته به او فرصت داد تا تصميم بگيرد ، همچنين دو جسد براي فداکاري پيدا کند .

با رسيدن به محلِ قرار ، اروچيمارو منتظر ايستاده بود ، با رسيدنِ تسوناده ، او دستانِ اروچيمارو را گرفت و ناگهان کابوتو به تسوناده حمله کرد . سپس اروچيمارو گفت که انتظارِ خيانت را داشته ... و از کابوتو به خاطرِ هشداري که داده بود تشکر کرد . کابوتو سپس شروع به درمانِ اروچيمارو کرد و گفت فهميده که تسوناده از تکنيکِ درماني استفاده نکرده و قصد کشتن داشته . بعد تسوناده گفت که اروچيمارو را خيلي خوب مي شناسد و ميداند که بعد از درمان به قولش وفادار نخواهد بود و برادر و دوست پسرش را زنده نخواهد کرد. اروچيمارو به روش وحشيانه ي خود و با قدرتِ غيرِ انسانيش خانه ي او کونوها را ويران خواهد کرد . در يک دشتِ باز کابوتو درگيرِ مبارزه با تسوناده شد و با استفاده از ترس تسوناده از خون ، دستِ خودش را بريد تا تسوناده از مبارزه ناتوان کند . تسوناده هنوز مبارزه مي کرد و با اينکه به زخمي شده بود از يک ضربه ي مرگبار به خاطر قفسه ي سينه اش گريخت .




زماني که کابوتو با تسوناده مبارزه می کرد ، هم زمان شد با رسيدنِ ناروتو ، جيرايا و شيزونه . جيرايا سراغِ اروچيمارو رفت و مستقيما با او جنگيد و ناروتو به جنگِ کابوتو رفت . مبارزه ي سختي بين آنها شروع شد و ناروتو از راسنگانِ استفاده کرد . هر چند ، کابوتو جاخالي داد و با يک حرکت سريع چکراي اوليه ي ناروتو را نابود به هم ريخت و به بدنِ او ضربه زد . ناروتو براي درمان از چاکراي کيوبي استفاده کرد . وقي ناروتو افتاد ترس تسوناده از خون براي يک لحظه از بين رفت و همه ي تلاشش رو براي زنده نگه داشتنِ ناروتو انجام داد با اين کابوس در ذهنش که همه ي کساني که دوستشان دارد مي ميرند . هرچند ، ناروتوي توانست به موفق شود به گردنبند رسيد و ثابت کرد شرط بندي را برده .



وقتي اروچيمارو راسنگانِ ناروتو را ديد تعجب کرد و شمشيرش را که از دهانش بيرون آمد به طرفِ او پرتاب کرد . تسوناده جلوي شمشير را گرفت و دوباره آن را به طرف اروچيمارو پرتاب کرد . دوباره او با ديدنِ زخمي که از نجات ناروتو برداشته بود ترسيد و در خون غرق شد . اما هنوز قادر نبود حرکت کند سپس ايستاد و سعي کرد تا نلرزد . با عزمي تازه او پيشنهادِ هوکاگه ايِ جيرايا را پذيرفت . با درخواستِ شيزونه ، تسوناده از تکنيکِ ويژهاش استفاده کرد و چاکرايي که در شکلِ الماس مانند بر روي پيشانيش ذخيره کرده بود را رها کرد و بدين وسيله بدنش تغيير کرد و براي مدتي اعضاي حياتيي که از دست داده بود ترميم شد ، شيزونه توضيح داد که تعداد دفعاتِ تقسيمِ سلول محدود است و نهايتا باعث مي شود طولِ عمر تسوناده کم شود . سپس تسوناده خودش را آماده کرد ، کابوتو دوباره پيشِ اروچيمارو رفت و همچنين جيرايا نيز آماده شد .



سه نينجاي افسانه اي هر يک احظار هاي مشهورشان را احظار کردند . کاتسويوي حلزون (Katsuyu) ماندا مارِ آناکوندا (Manda) و همچنين گامابونتاي وزغ (Gamabunta) . ماندا ثابت کرد حريفي بسيار کُشنده است و خيلي سريع به دورِ کاتسويو پيچيد در همين حين گامابونتا در يک لحظه به کمکِ جيرايا گلوله اي از آتش پرتاب کرد . هر چند ماندا آماده مي شد تا گامابونتا را گاز بگيرد اما تسوناده با خنجرِ گامابونتا دهانِ ماندا را به زمين سنجاق کرد و به سمتِ اروچيمارو حمله کرد و در نهايت کابوتو و اروچيمارو فرار کردند . زماني که تسوناده به همراه جيرايا و ناروتو به جايي که براي اولين بار ملاقات کردند بازگشتند ، ناروتو دوباره درخواست مبارزه کرد و تسوناده باز هم با يک انگشت در مقابل او ايستاد . زماني که دوباره ناروتو شکست خورد تسوناده پيشانيش را بوسيد و از او تشکر کرد . بالاخره او صاحبِ گردنبند شد . تسوناده به عنوانِ هوکاگه ، همراه با ناروتو و جيرايا به دهکده بازگشت .




از اولين کارهايي که تسوناده کرد سر زدن به بيمارستان و معاينه ي بيماران از جمله ساسکه و راک لي بود . وضعيت لي خيلي حساس بود و او گفت به خاطرِ استفاده از لوتوس 50 % احتمالِ زنده ماندن او وجود دارد . کار بعدي او زماني بود که فهميد يکي ديگر از بيماران ، اوچيها ساسکه ، بيمارستان و کونوها را ترک کرده و در حالِ حاظر جونين ها و چونين ها در دسترس نيستند . او گروهي از گنين ها را به رهبري شيکامارو به دنبالِ ساسکه فرستاد . بعد از اينکه او با موفقيت لي را عمل کرد او فورا به دنبالِ ديگر گنين ها رفت اما اشتباها به جاي دارو بطري مشروبِ تسوناده را با خود برد . براي احتياط تسوناده از دهکده ي شن درخواستِ کمک کرد و آنها گارا ، تماري و کانکورو را فرستادند . با وجودِ اينکه آنها تمامِ تلاششان را کردند موفق به برگرداندنِ ساسکه نشدند . سپس تسوناده براي مدتِ دو سال و نيم ساکورا را آموزش داد . تسوناده تکنيک هاي درماني و همينطور رازِ قدرت بدني زيادش را به او ياد داد .



تسوناده متوجه مردي قدرتمند و مشکوک به نامِ دانزو شد ، کسي که رقيبِ سياسيِ هوکاگه ي سوم بوده . نظرات بسته و انعطاف ناپذيرِ او باعث اختلافش با تسوناده شد ، همينطور به خاطرِ گروه آنبو ريشه اي (Root ANBU) که در اختيارش بود و نظراتِ جاه طلبانه اش . همينطور با فشار مشاورانِ کونوها ، تسوناده فهميد در اين راه مشکلات زيادي خواهد داشت .


 


یکی از سه نینجای افسانه ای ، تسوناده کونوها را ترک می کند و وقتش را صرفِ شرط بندی می کند . او قراردادِ خونیی را با یک حلزون امضا کرده و هر وقت به کمکِ او نیاز دارد او را احضار می کند .


نوه ی هوکاگه ی اول ، تسوناده زمانی که یک گنین بود زیرِ نظرِ هوکاگه ی سوم آموزش دید . بعد ها او برادرِ کوچکترش ناواکی و دوست پسرش دن را در مبارزه از دست می دهد . این دو اتفاق باعثِ به هم ریختنِ روحیِ تسوناده می شود . هر دوی آنها قبل از مرگ آرزوی داشتند روزی هوکاگه شوند . این اتفاق باعث شد احساس بدی نسبت به آرزوها
پیدا کند و اعتقاد پیدا کرد مردم نباید به دنبال آرزوهایشان بروند . زمانی که سنش زیاد شد از جوتسویی استفاده کرد که سنش به نظر بیست سال برسد .

او و شاگردش شیزونه کونوها را ترک کردند وبه جاهای مختلف سفر کردند تا تسوناده اعتیادش به قمار را رفع کند . در همین دوره اوروچیمارو از او کمک خواست . اروچیمارو به او گفت که در قبالِ درمانش ، او هم برادر و دوست پسرش را دوباره زنده خواهد کرد . تسوناده یک هفته برای تصمیم درباره ی اینکه چه خواهد کرد گاشت و در همین مدت جیرایا و ناروتو هم او را پیدا کردند از او خواستند هوکاگه ی پنجم شود .

او احساس کرد این جایگاه ارزش ندارد و تنها یک آرزوی احمقانه برای گرفتنِ آن است . تسوناده ابتدا خواست به اروچیمارو کمک کند ، اما صداقت و اراده ی ناروتو و علاقه ی شدیدش به هوکاگه شدن باعث تغییر نظرِ او و وفاداری دوباره به دهکده اش شد . خیلی سریع مبارزه ی سه نینجای افسانه ای اروچیمارو در یک طرف و تسوناده و جیرایا در طرفِ دیگر آغاز شد . اروچیمارو شکست خورد و فرار کرد . سپس تسوناده پذیرفت که هوکاگه شود و از ناروتو و مبارزه اش با او و اینکه هیچ وقت دست از رویایش بر نمی دارد تشکر کرد .

زمانی که تسوناده نهایتا هوکاگه شد رابطه ی بسیار خوبی با ناروتو داشت . ناروتو بعضی مواقع کارها را خراب می کرد اما تسوناده به او ایمان داشت و از او برای ماموریت ها کمک می گرفت . زمانی که ناروتو بعد از تمرین با جیرایا دوباره به کونوها بازگشت مشاورانِ تسوناده از او خواستند که ناروتو را در کونوها نگه دارد تا از خطرِ آکاتسوکی در امان باشد . تسوناده باور داشت ناروتو می تواند از عهده ی کارهایش بربیاید و با توجه به گذشته ای که او داشت بهتر از هر کسی می توانست با جینچوریکی هایی مثلِ خودش رفتار کند . تنها زمان نشان خواهد داد این تصمیم رهبرِ دهکده برای کونوها بهتر خواهد بود یا نه ...[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcSDd3q--Sxc6HymK5eRxZx...F1Z7J8mpfg]

 
2015/08/04 06:44 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #7
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه ششم:
هاتاکه کاکاشی

هاتاکه به معنای مزرعه و کاکاشی به معنای مترسک است.
کاکاشی یکی از شاگردان هئکاگه چهارم است که بعد از جنگ چهارم نینجاها عنوان هوکاگه ششم را دریافت می کند.
کاکاشی یه نینجای بسیار بااستعداد و نابغه است و هوش و استعداد فراوانی دارد.کاکاشی در ابتدا به مانند یک آدم تنبل و غیرقابل اعتماد به تصویر کشیده می‌شد، اگرچه او یک نینجای ماهر و استثنایی بود، او در کودکی بسیار زیرک بود و توانست رتبه چونین را در سن ۶ سالگی بدست بیاورد و در ۱۳ سالگی تبدیل به یک جونین شد. پدر او ساکومو هاتاکه ملقب به نیش سفید کونوها و یک نینجای نابغه در کنار سانین‌های افسانه‌ای بود مربی که مسئولیت تیم کاکاشی را به عهده داشت هوکاکه چهارم بود و اعضای تیم او شامل رین، دختری که یک نینجای پزشک بود و اوبیتو اوچیها. داستان از شبی که کاکاشی در حال تبدیل شدن به یک جونین و رهبر تیم است شروع می‌شود و ماموریت در وسط نبرد بین سنگ پنهان و برگ پنهان شروع می‌شود.کاکاشی در عوایل مجموعه چندین بار به اوبیتو اشاره می‌کند، او یکی از اعضای خاندان اوچیها است، اما برخلاف اعضای دیگر خاندان اوچیها مانند ساسوکه و ایتاچی، اوبیتو در اخلاق و رفتار و حتی قابلیت‌های نینجایی بسیار به ناروتو شباهت داشت. در ابتدا اوبیتو قابلیت شارینگان را نداشت. او توانست در قسمت ۲۴۲ شارینگان را فعال کند. داستان حاشیه‌ای همچنین درباره چگونگی بوجود آمدن زخم چشم چپ کاکاشی نیز توضیح می‌دهد. در قسمت ۲۴۲ مانگا، زخم چشم چپ کاکاشی در حین مبارزه با نینجای سنگی بوجود می‌آید. کاکاشی نینجای سنگی را شناسایی کرده و به اعضای تیم خود اعلام خطر می‌کند، اوبیتو اوچیها که بسیار کند واکنش نشان می‌داد، کاکاشی خود را جلوی او پرتاب کرد تا او را از کونای دشمن نجات دهد و نتیجه آن زخمی بود که بر روی چشم چپ او ایجاد شد و چشم او را کور کرد.در قسمت ۲۴۳ که مأموریت نجات رین از دست نینجای سنگی ادامه داشت، اوبیتو کاکاشی را از زیر سنگ در حال افتادن به کنار انداخت و تمامی قسمت راست بدنش در زیر سنگ خرد شدند و شکستند، زخم‌های او مرگبار بودند. اوبیتو چشم شارینگان خود را به کاکاشی پیشنهاد کرد که به عنوان آخرین هدیه جایگزین چشم کور شده خود کند. رین به طور موفقیت آمیزی چشم چپ اوبیتو را با چشم بلااستفاده کاکاشی تعویض نمود. چشم شارینگان اوبیتو تنها دارای دو توموء "Tomoe" بود، اما کاکاشی بعدها موفق شد آن را به مرحله سوم ببرد. هاتاکه کاکاشی در قسمت ۲۱۴ برای نجات جان شاگردش ساکورا هارونو مجبور شد با ساسکه اوچیها به مبارزه بپردازد. کاکاشی در قسمت ۳۴۲ و ۳۴۳ با اتفاقی باورنکردنی روبرو می‌شود که آن هم دیدن دوباره اوبیتو، دوست دوران کودکی‌اش است که جان خود را از دست داده بود. پس از مبارزه‌ای طولانی بین اوبیتو که حالا به یکی از شخصیت‌های منفی سری در کنار مادارا اوچیها تبدیل شده بود، و وارد جنگ با تمام نینجاهای پنج قبیله می‌شود. در انتها او توسط حرف‌های ناروتو و گذشه‌هایش دوباره به شخصیت سابق خود بازگشته و در کنار کاکاشی به مقابله با مادارا اوچیها می‌پردازد.[تصویر:  kakashi%20j%20%289%29.jpg] 
2015/08/04 06:53 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
زاواره
معاون ارشد نویسندگی



ارسال‌ها: 2,325
تاریخ عضویت: Nov 2012
اعتبار: 417.0
ارسال: #8
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
هوکاگه هفتم :
ناروتو اوزوماکی[تصویر:  11.gif][تصویر:  11.gif][تصویر:  11.gif]ناروتو اوزوماکی (به ژاپنی うずまき ナルト, Uzumaki Naruto) شخصیت اصلی داستان در مجموعهٔ ناروتو که توسط ماساشی کیشی موتو خلق شده‌است. ناروتو در رأی‌گیری نشریهٔ Shonen Jump سه بار به صورت متوالی به عنوان محبوبترین شخصیت انتخاب شده‌است.مشخصات
  • اولین حضور: مانگا: قسمت اول، انیمه: قسمت اول
  • سن: سری اول: ۱۲-۱۳، سری دوم: ۱۵-۱۶
  • تاریخ تولد: ۱۰ اکتبر
  • وابستگان: میناتو نامیکازه (پدر، مرده)، کوشینا اوزوماکی (مادر)
  • رتبه: گنین (Genin)
  • کد نینجا: ۰۱۲۶۰۷
  • تکه کلام: "Dattebayo"
سابقه
هنگام به دنیا آمدن ناروتو، روباه ۹دمه (Kyūbi no Yōkō) به کونوهاگاکوره (دهکده‌ای که ناروتو در آن به دنیا آمده) حمله می‌کند. چهارمین هوکاگه (رئیس دهکده) با استفاده از یک طلسم و قربانی‌کردن خود موفق می‌شود کیوبی را داخل بدن (در داستان ضمیر ناخود آگاه هم ذکر شده) ناروتوی تازه به‌دنیا آمده زندانی کند.در قسمتهایی از سری دوم این مجموعه به نام ناروتو شیپودن (بازگشت ناروتو) معلوم می‌شود که ناروتو پسر هوکاگه چهارم است و در واقع پدرش روح کیوبی (روباه نه دم) را در داخل بدن پسرش مهر و زندانی کرده است. ناروتو به تنهایی بزرگ می‌شود، او پسری پر شر و شور است و کار مورد علاقه او ایجاد مشکل برای دیگران است و تنها دوستی که دارد استاد ایروکا اومینو در آکادمی است. پس از مدتی از آکادمی نینجاها فارغ‌التحصیل می‌شود و به همراه ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو و به رهبری کاکاشی هاتاکه (که در واقع شاگرد هوکاگه چهارم پدر ناروتو بوده است و در ۹ سالگی چونین و در ۱۲ سالگی جونین (بالاترین رتبه در بین نینجاها قبل از هوکاگه و سنین است) شده و بهترین شاگرد زمان خود بوده است که بیش از ۱۰۰۰ نوع تکنیک را با استفاده از شارینگان خود کپی کرده است تیمی را تشکیل می‌دهند. ناروتو ساسکه را رقیب خود در اکادمی نینجاها میداند و به او بخاطر این که تمامی تمامی دختران اکادمی او را دوست و به او علاقه دارند حسادت میکن (البته ناروتو با پایین ترین نمرات در اکادمی فارغ‌التحصیل شد و ساسکه با بالاترین) آنها پس از تمرین‌های بسیار توسط هوکاگه سوم برای انجام ماموریتی با درجه C (یکی مانده به آخرین نوع ماموریت از نظر سختی) فرستاده می‌شوند. گروه در طی ماموریت با نینجایی شیطانی به نام زابوزا موموچی مبارزه می‌کند که در طی مبارزه کیوبی که اسیر ناروتو است برای اولین بار خود را نشان می‌دهد. و پس از این ماجرا ماجرای اصلی با مسابقات انتخاب چونین آغاز می‌شود. در کونوها (دهکدهٔ پنهان برگ؛ دهکده‌ای که نارو تو در ان بدنیا امده) ناروتو و ساکورا به سه نفر از نینجاهای دهکدهٔ شن بر می‌خورند و این اولین دیدادر انها با گارا و دو نفر دیگهٔ همراه اوکانکورو و تماری هستند و معلوم می‌شود انها برای شرکت در ازمون چونین (آزمونی که در صورت موفقیت نینجاها از پایین ترین سطح یعنی گنین به سطح بعدی که چونین می‌باشد ارتقا پیدا می‌کنند) به دهکدهٔ کونوها امده‌اند...در سری دوم ناروتو پس از ۳سال تمرین با استادش جیرایا به کونوها باز میگردد.ولی پس از چند روز به او خبر میرسد که آکاتسوکی گارا را دزدیده و ناروتو به همراه ساکورا و کاکاشی به دنبال گارا میروند . در آخر او موفق میشود گارا را نجات دهد.چند ماه پس از این ماجرا استاد ناروتو جیرایا برای کشف هویت رییس آکاتسوکی به دهکده باران میرود و متوجه میشود او شاگرد سابق خودش ناگاتو است.در جنگی که در میگیرد جیرایا کشته میشود و ناگاتو پس از آن به کونوها حمله میکند ولی ناروتو او را شکست میدهد.در آخر ناگاتو پشیمان میشود و همه‌ی کسانی را که کشته بود زنده میکند غیر از جیرایا.چند ماه بعد جنگ جهانی چهارم نینجاها در میگیرد و در این جنگ ناروتو می فهمد مرد ماسک داری که با او مبارزه میکرد اوبیتو هم تیمی سابق استادش کاکاشی است.در این جنگ ساسکه که کونوها را ترک کرده بود به کمک ناروتو می آید و باهم با اوچیها مادارا که زنده شده بود میجنگند اما زتسو دستیار مادارا به او خیانت کرده و بعد از از بین رفتن مادارا دودی صحنه نبرد را فرا گرفت و بعد از از بین رفتن دود همه یک نفر را دیدند و او کسی نبود جز کاگویا مادر دانای شش طریقت.در جنگ با کاگویا اوبیتو که از کارهایش پشیمان بود به ناروتو و ساسکه کمک کرد و در این راه کشته شد ولی قبل از مرگ قدرتش را به کاکاشی داد و ناروتو به همراه ساسکه و ساکورا و استادشان کاکاشی کاگویا را شکست دادند.ولی بعد از جنگ ساسکه به آن ها میگوید که میخواهد به روش خودش صلح را برای دنیای شینوبی به همراه بیاورد و باید در این این راه پنج کاگه و ناروتو را بکشد و همچنین بیجو ها را نابود کند تا دیگر از آن ها سواستفاده نشود.ولی طی جنگ با ناروتو در دره ی پایانی ساسکه به اشتباهاتش میبرد و غرور خود را میشکند و به شکست اعتراف میکند.طی جنگ ناروتو و ساسکه یک دستشان را از دست میدهند و همه را از موگن تسوکیومی(تسوکیومی بیکران)نجات میدهند.بعد از جنگ ساسکه میگوید که میخواهد دنیای شینوبی را با چشمان خودش ببیند و برای همین به سفر میرود.کاکاشی هم هوکاگه ششم میشود..کاکاشی از سمت هوکاگه استعفا میدهد و ناروتو جای او را به عنوان هوکاگه هفتم میگیرد.همچنین کونوهامارو استاد بولت پسر ناروتو میشود.


[تصویر:  Naruto_155_.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/08/04 06:58 PM، توسط زاواره.)
2015/08/04 06:57 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
uchiha-azima
تازه وارد

*


ارسال‌ها: 28
تاریخ عضویت: Sep 2015
اعتبار: 4.0
ارسال: #9
RE: هوکاگه های دهکده کونوها
عالی بود فقط اسم پسر ناروتو بوروتوه
 
2016/07/02 06:46 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  سوچی کاگه های دهکده صخره! زاواره 0 404 2015/08/31 09:04 PM
آخرین ارسال: زاواره
  کازه کاگه های دهکده شن زاواره 6 1,124 2015/08/07 01:43 PM
آخرین ارسال: زاواره
  میزوکاگه های دهکده مه زاواره 7 1,241 2015/08/06 10:16 AM
آخرین ارسال: زاواره
  هوکاگه دوم - سنجو توبیراما Mystogan 2 2,135 2013/02/07 01:47 PM
آخرین ارسال: Mohabat69



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.